راهنما

تفاوت IaaS، PaaS و SaaS چیست؟ راهنمای انتخاب سرویس ابری در ۱۴۰۵

در این مقاله تفاوت IaaS، PaaS و SaaS را بررسی می‌کنیم و می‌بینیم هر مدل چه میزان کنترل و مسئولیت زیرساختی به شما می‌دهد. همچنین به FaaS و Agentic-PaaS می‌پردازیم تا انتخاب مناسب‌تری برای تیم و اپلیکیشن‌تان داشته باشید.

اگر چند سالی است در حوزه‌ی نرم‌افزار و زیرساخت فعالیت می‌کنید، احتمالاً نمودار معروف IaaS، PaaS و SaaS را بارها دیده‌اید؛ همان مدلی که معمولاً در یک اسلاید توضیح می‌دهد در هر نوع سرویس ابری، کدام بخش‌ها بر عهده‌ی شماست و کدام بخش‌ها را ارائه‌دهنده مدیریت می‌کند.

این مدل هنوز مفید است، اما دیگر تصویر کاملی از دنیای Cloud در سال ۱۴۰۵ ارائه نمی‌دهد.

وقتی این تقسیم‌بندی شکل گرفت، هدف اصلی این بود که رایانش ابری را برای سازمان‌هایی توضیح دهد که تا آن زمان سرور فیزیکی می‌خریدند و خودشان همه‌چیز را مدیریت می‌کردند. اما در سال‌های بعد مدل‌های دیگری هم به این طیف اضافه شدند.

امروز حداقل دو دسته‌ی دیگر را هم باید جدی گرفت:

  • FaaS یا Functions as a Service
  • Agentic-PaaS؛ پلتفرم‌هایی که علاوه بر انسان و سیستم‌های CI/CD، برای کار با AI Agentها نیز طراحی شده‌اند.

بنابراین سؤال دیگر فقط این نیست که «IaaS بهتر است یا PaaS یا SaaS؟». سؤال مهم‌تر این است:

برای نوع اپلیکیشن و تیم شما، کدام سطح از انتزاع منطقی‌تر است؟

IaaS چیست؟

IaaS یا Infrastructure as a Service را می‌توان «زیرساخت به‌عنوان سرویس» ترجمه کرد.

در این مدل، ارائه‌دهنده‌ی Cloud عملاً زیرساخت مجازی‌شده در اختیار شما می‌گذارد: ماشین مجازی، فضای ذخیره‌سازی، شبکه و منابع پردازشی.

اما از آن نقطه به بعد، بخش بزرگی از مسئولیت با خود شماست.

ارائه‌دهنده معمولاً مواردی مثل سخت‌افزار فیزیکی، برق، سیستم خنک‌کننده، شبکه‌ی فیزیکی و Hypervisor را مدیریت می‌کند. در مقابل، شما مسئول سیستم‌عامل، Patchها، Runtime، اپلیکیشن، مانیتورینگ، دسترسی‌ها و بسیاری از مسائل عملیاتی هستید.

به زبان ساده، در IaaS شما هنوز با «سرور» سروکار دارید؛ فقط این سرور دیگر داخل دیتاسنتر خودتان نیست.

نمونه‌های شناخته‌شده‌ی IaaS عبارت‌اند از:

  • AWS EC2
  • Google Compute Engine
  • Azure Virtual Machines
  • Hetzner Cloud
  • DigitalOcean Droplets
  • Linode یا Akamai Cloud
  • OVHcloud
  • ابر آروان

سرویس‌های کوبرنتیز مدیریت شده مثل EKS، GKE و AKS را هم می‌توان کمی بالاتر از IaaS قرار داد. در این سرویس‌ها Control Plane را ارائه‌دهنده مدیریت می‌کند، اما همچنان مسئولیت Nodeها، Workloadها، Manifestها، IAM و Upgradeها با شماست.

به همین دلیل کوبرنتینز مدیریت شده از نظر حجم کار عملیاتی، معمولاً بیشتر به IaaS+ شباهت دارد تا PaaS.

PaaS چیست؟

PaaS یا Platform as a Service یعنی پلتفرم به‌عنوان سرویس.

تفاوت اصلی اینجاست که دیگر لازم نیست مستقیماً درگیر ماشین، سیستم‌عامل و بخش بزرگی از زیرساخت شوید.

شما کد، ایمیج داکر یا ریپو گیت پروژه را به پلتفرم می‌دهید و پلتفرم اجرای آن را بر عهده می‌گیرد.

در یک PaaS معمولاً مواردی مثل این‌ها توسط ارائه‌دهنده مدیریت می‌شوند:

  • Runtime
  • سیستم‌عامل
  • شبکه
  • TLS و HTTPS
  • Scaling
  • دیپلوی و استقرار
  • و در بسیاری از موارد دیتابیس

Heroku یکی از سرویس‌هایی بود که این مدل را محبوب کرد. ایده‌ی اصلی بسیار ساده بود: به‌جای اینکه ابتدا سرور بسازید، سیستم‌عامل نصب کنید و بعد اپلیکیشن را دیپلوی کنید، فقط کد را پوش کنید.

امروز سرویس‌هایی مثل Railway، Render، ورسل، نتلیفای، Google App Engine، AWS Elastic Beanstalk و گردو کلاد در این خانواده قرار می‌گیرند.

البته همه‌ی PaaSها دقیقاً برای یک نوع workload ساخته نشده‌اند. ورسل و نتلیفای تمرکز زیادی روی فرانت‌اند دارند، در حالی که گردو کلاد و Railway و Render کاربرد عمومی‌تری دارند.

اگر بخواهیم تفاوت IaaS و PaaS را در یک جمله خلاصه کنیم:

در IaaS یک ماشین تحویل می‌گیرید؛ در PaaS یک محیط برای اجرای اپلیکیشن.

SaaS چیست؟

SaaS یا Software as a Service همان مدلی است که تقریباً همه‌ی کاربران اینترنت هر روز با آن سروکار دارند.

در SaaS شما دیگر اپلیکیشن را دیپلوی نمی‌کنید. حتی قرار نیست زیرساختی را مدیریت کنید. صرفاً وارد سرویس می‌شوید و از آن استفاده می‌کنید.

برای مثال:

  • Gmail
  • Notion
  • Slack
  • Figma
  • Linear
  • Salesforce
  • GitHub
  • Datadog
  • Sentry

همگی نمونه‌هایی از SaaS هستند.

در این مدل، ارائه‌دهنده مسئول دیتابیس، امنیت زیرساخت، Uptime، توسعه‌ی محصول و نگهداری سرویس است.

مسئولیت شما معمولاً به مدیریت کاربران، تنظیم SSO، سطح دسترسی‌ها و در صورت نیاز Export گرفتن از داده محدود می‌شود.

پس سه مدل کلاسیک را می‌توان خیلی ساده این‌طور به خاطر سپرد:

IaaS به شما ماشین می‌دهد، PaaS محیط اجرا می‌دهد و SaaS محصول نهایی.

مدل سه‌گانه دیگر کافی نیست

تقسیم‌بندی IaaS، PaaS و SaaS سال‌ها پاسخ‌گوی بیشتر بحث‌های Cloud بود، اما دو مدل دیگر امروز آن‌قدر مهم شده‌اند که دیگر نمی‌شود نادیده‌شان گرفت.

FaaS چیست؟

FaaS یا Functions as a Service با سرویس‌هایی مثل AWS Lambda رایج شد.

FaaS یک سطح از PaaS هم انتزاعی‌تر است.

در PaaS معمولاً یک اپلیکیشن دیپلوی می‌کنید؛ در FaaS یک تابع.

پلتفرم خودش مواردی مثل Scaling، Concurrency، Routing، Cold Start و Scale-to-Zero را مدیریت می‌کند. هزینه هم معمولاً بر اساس تعداد Invocation و زمان اجرای تابع محاسبه می‌شود.

نمونه‌های معروف عبارت‌اند از:

  • AWS Lambda
  • Google Cloud Functions
  • Azure Functions
  • Cloudflare Workers
  • Vercel Functions
  • Netlify Functions
  • Deno Deploy
  • Fastly Compute

FaaS برای workloadهای Event-driven بسیار مناسب است؛ مثلاً:

  • وب‌هوک
  • پردازش تصویر
  • جاب‌های برنامه‌ریزی شده
  • تبدیل فایل
  • پردازش Eventها

اما برای همه‌چیز مناسب نیست.

مثلاً اگر یک پردازش باید دائماً در حال اجرا باشد، یک Worker طولانی‌مدت داشته باشید یا یک وب‌سوکت پایدار اجرا کنید، محدودیت‌ها و مدل قیمت‌گذاری FaaS ممکن است دردسرساز شود.

در چنین شرایطی PaaS یا IaaS معمولاً گزینه‌ی مناسب‌تری است.

Agentic-PaaS چیست؟

این دسته جدیدتر است و هنوز تعریف کاملاً استانداردی ندارد.

منظور از Agentic-PaaS پلتفرمی است که فقط برای استفاده‌ی مستقیم توسعه‌دهنده‌ها یا سیستم‌های CI/CD طراحی نشده باشد، بلکه AI Agentها هم بتوانند به‌شکل مستقیم با آن تعامل کنند.

یعنی یک Agent بتواند مثلاً:

  • وضعیت پروژه را بررسی کند
  • کد دیپلوی کند
  • لاگ‌ها را بخواند
  • تنظیمات زیرساخت را بررسی کند
  • درباره‌ی خطاهای پروژه اطلاعات بگیرد
  • و حتی بخشی از کارهای زیرساخت را مدیریت کند

یکی از فناوری‌هایی که این مدل را عملی‌تر کرده MCP یا Model Context Protocol است.

در چنین معماری‌ای، Agent دیگر صرفاً یک پرامپت را اجرا نمی‌کند؛ خودش یکی از مصرف‌کنندگان اصلی پلتفرم محسوب می‌شود.

این موضوع در ظاهر شاید فقط اضافه شدن یک API یا MCP Server به نظر برسد، اما اگر واقعاً Agent قرار باشد زیرساخت را مدیریت کند، طراحی پلتفرم هم باید تغییر کند.

برای مثال اهمیت این موارد بیشتر می‌شود:

  • APIهای Idempotent
  • خطاهای ساختارمند
  • تنظیمات Declarative
  • Observability قابل فهم برای مدل‌های زبانی
  • عملیات قابل پیش‌بینی و قابل تکرار

Agentic-PaaS فعلاً دسته‌ی نسبتاً کوچکی است، اما با بیشتر شدن Agentهای برنامه‌نویسی و DevOps احتمالاً نقش مهم‌تری پیدا خواهد کرد.

نردبان انتزاع در زیرساخت ابری

راهنمای انتخاب سرویس ابری در ۱۴۰۵؛ مقایسه IaaS، PaaS و SaaS برای انتخاب زیرساخت مناسب اپلیکیشن.

برای درک بهتر تمام این مدل‌ها، می‌توان آن‌ها را مثل یک نردبان در نظر گرفت.

در پایین‌ترین سطح سرور فیزیکی قرار دارد.

اینجا تقریباً همه‌چیز در اختیار شماست؛ سخت‌افزار، سیستم‌عامل، شبکه، Runtime و اپلیکیشن.

یک پله بالاتر IaaS قرار می‌گیرد. سخت‌افزار فیزیکی دیگر در اختیار شما نیست، اما از سیستم‌عامل به بالا همچنان مسئولیت زیادی دارید.

بعد از آن کوبرنتیز مدیریت شده قرار می‌گیرد؛ بخشی از Kubernetes را ارائه‌دهنده مدیریت می‌کند، ولی Workloadها همچنان دست شماست.

سپس به PaaS می‌رسیم؛ جایی که تقریباً فقط کد و تنظیمات اپلیکیشن برای شما باقی می‌ماند.

بالاتر از آن FaaS قرار دارد؛ حتی اپلیکیشن کامل هم ندارید و فقط تابع را مدیریت می‌کنید.

و در نهایت SaaS؛ جایی که عملاً فقط کاربر محصول هستید.

اگر بخواهیم خیلی خلاصه بنویسیم:

Bare Metal → IaaS → Managed Kubernetes → PaaS → FaaS → SaaS

هرچه بالاتر می‌روید، کار عملیاتی کمتری دارید؛ اما همزمان بخشی از کنترل و آزادی عمل خود را هم از دست می‌دهید.

در پایین نردبان تقریباً هر کاری می‌توانید انجام دهید. می‌توانید کرنل سفارشی داشته باشید، GPU مشخصی انتخاب کنید یا دیتابیس را مستقیماً روی NVMe اجرا کنید.

در بالای نردبان فقط کارهایی را می‌توانید انجام دهید که ارائه‌دهنده اجازه می‌دهد.

بنابراین انتخاب سطح بالاتر همیشه به معنی انتخاب بهتر نیست.

مسئله این است که چه مقدار کنترل واقعاً برای شما ارزش دارد.

هر مدل برای چه کاری مناسب‌تر است؟

برای انتخاب بین این مدل‌ها چند عامل مهم وجود دارد.

۱. ساختار تیم

اول ببینید چه کسی قرار است زیرساخت را مدیریت کند.

اگر چند مهندس دوآپس تمام‌وقت دارید و تیم شما واقعاً نیاز دارد پارامترهای کرنل، شبکه و زیرساخت را کنترل کند، IaaS یا کوبرنتیز مدیریت شده می‌تواند انتخاب منطقی باشد.

اما اگر یک یا دو توسعه‌دهنده دارید که باید طی چند ماه محصول را به بازار برسانند، صرف کردن زمان آن‌ها برای آپدیت کردن سرور و نگهداری کوبرنتیز احتمالاً تصمیم خوبی نیست.

در این شرایط PaaS معمولاً گزینه‌ی منطقی‌تری است.

و اگر اصلاً تیم مهندسی ندارید و مثلاً فقط یک CRM می‌خواهید، مسئله‌ی شما زیرساخت نیست؛ باید SaaS انتخاب کنید.

یک قانون سرانگشتی خوب این است:

اگر در شرح شغل هیچ‌کس از تیم کلمه‌ی زیرساخت وجود ندارد، احتمالاً نباید زیرساخت اختصاصی خودتان را مدیریت کنید.

۲. نوع Workload

شکل workload هم روی انتخاب تأثیر زیادی دارد.

پردازش‌های طولانی و Stateful مثل:

  • PostgreSQL
  • Redis
  • Queue Worker
  • WebSocket Server

معمولاً با PaaS یا IaaS سازگاری بیشتری دارند.

در مقابل، workloadهای کوتاه و Event-driven مثل:

  • Webhook Receiver
  • Cron Job
  • Image Processing
  • Event Handler

معمولاً گزینه‌های خوبی برای FaaS هستند.

اگر latency بسیار پایین در نقاط مختلف دنیا برای شما حیاتی است، Edge FaaS یا یک PaaS توزیع‌شده‌ی جهانی می‌تواند مناسب‌تر باشد.

الزامات قانونی و ترجیحات هم ممکن است انتخاب را تغییر دهند. اگر الزام دارید workload حتماً در منطقه‌ی مشخص یا روی سخت‌افزار خاصی اجرا شود، ممکن است دوباره به سمت IaaS یا سرور فیزیکی بروید.

۳. میزان کنترل مورد نیاز

بعضی پروژه‌ها واقعاً به کنترل عمیق زیرساخت نیاز دارند.

اگر به مواردی مثل این‌ها احتیاج دارید:

  • Kernel Module سفارشی
  • مدل دقیق GPU
  • Physical Isolation تضمین‌شده
  • تنظیمات بسیار خاص شبکه

IaaS یا سرور فیزیکی احتمالاً انتخاب منطقی‌تری است.

اما اگر نیاز شما چیزی شبیه این است:

«اپلیکیشنم را اجرا کن، دیتابیس داشته باشم، یک دامنه به آن وصل کنم و HTTPS هم کار کند»

احتمالاً دلیلی وجود ندارد که سراغ IaaS بروید.

این دقیقاً همان فضایی است که PaaS برای آن ساخته شده است.

البته همیشه یک منطقه‌ی خاکستری هم وجود دارد. مثلاً ممکن است راحتی PaaS را بخواهید ولی در عین حال به VPN Peering یا Static Egress IP نیاز داشته باشید.

PaaSهای مدرن سعی کرده‌اند بسیاری از این قابلیت‌های شبکه را اضافه کنند تا تیم‌ها مجبور نباشند صرفاً به‌خاطر یک نیاز خاص دوباره به IaaS برگردند.

هزینه‌ی واقعی IaaS فقط عدد روی فاکتور نیست

یکی از اشتباهات رایج هنگام مقایسه‌ی IaaS و PaaS این است که فقط قیمت سرویس‌ها را کنار هم قرار می‌دهیم.

مثلاً ممکن است یک سرور ابری روی IaaS ماهانه ارزان‌تر از یک سرویس PaaS باشد و نتیجه بگیریم IaaS انتخاب اقتصادی‌تری است.

اما این مقایسه یک هزینه‌ی مهم را نادیده می‌گیرد:

زمان مهندسان.

هر ساعتی که یک توسعه‌دهنده صرف مواردی مثل این کند:

  • Patch کردن Nodeها
  • Debug کردن Kubernetes
  • مدیریت Certificate
  • رفع مشکلات شبکه
  • Upgrade کردن سیستم‌عامل
  • تعمیر Pipelineهای زیرساخت

ساعتی است که صرف توسعه‌ی محصول نمی‌شود.

فرض کنید هزینه‌ی واقعی یک مهندس برای شرکت سالانه ۲ میلیارد تومان باشد. اگر این فرد فقط ۳۰ درصد زمانش را صرف کارهای مربوط به زیرساخت کند، شرکت عملاً سالانه حدود ۶۰۰ میلیون تومان هزینه‌ی اضافی برای کارهای زیرساخت پرداخت می‌کند.

این هزینه معمولاً در صورتحساب ابر آروان دیده نمی‌شود، اما کاملاً واقعی است.

به همین دلیل ممکن است IaaS روی کاغذ ارزان‌تر باشد، ولی در عمل هزینه‌ی بیشتری برای سازمان ایجاد کند.

نوسان ترافیک هم مهم است

یکی دیگر از عوامل مهم، میزان تغییرات workload است.

فرض کنید روز کمپین ترافیک شما ده برابر حالت معمول شود و سه‌شنبه شب به یک‌دهم برسد.

در این حالت اسکیل خودکار در PaaS یا FaaS می‌تواند بخش زیادی از این تغییرات را بدون دخالت تیم هندل کند.

اما اگر ترافیک تقریباً ثابت دارید (چیزی که در بسیاری از ابزارهای داخلی B2B دیده می‌شود) اسکیل (یا افزایش منابع) خودکار اهمیت کمتری پیدا می‌کند و هزینه‌ی منابع ممکن است مهم‌تر شود.

بنابراین حتی الگوی ترافیک هم می‌تواند مدل مناسب زیرساخت را تغییر دهد.

بالاخره IaaS بهتر است یا PaaS؟

برای بسیاری از تیم‌های محصول در سال ۱۴۰۵، پاسخ احتمالاً PaaS است.

سال‌ها پیش این تصور وجود داشت که PaaS بیشتر برای MVP و پروژه‌های کوچک مناسب است و سیستم‌های «جدی» باید روی IaaS یا کوبرنتیز اجرا شوند.

اما این مرز امروز بسیار کم‌رنگ‌تر شده است.

PaaSهای مدرن قابلیت‌هایی در زمینه‌ی شبکه، دیتابیس، اسکیل و کنترل ران‌تایم ارائه می‌کنند که بخش بزرگی از نیازهای پروداکشن را پوشش می‌دهد.

در نتیجه، دلایل منطقی برای رفتن مستقیم سراغ IaaS محدودتر شده‌اند.

IaaS معمولاً زمانی انتخاب بهتری است که یکی از این شرایط را داشته باشید:

  1. به سخت‌افزار یا زیرساخت بسیار خاص نیاز دارید.
  2. یک تیم دوآپس جدی دارید که مدیریت زیرساخت خودش بخشی از مزیت سازمان شماست.
  3. آن‌قدر در مقیاس بزرگ فعالیت می‌کنید که اختلاف هزینه‌ی منابع، نگهداری زیرساخت اختصاصی را از نظر اقتصادی توجیه می‌کند.

برای بسیاری از تیم‌های دیگر، مدیریت مستقیم IaaS صرفاً یک مالیات عملیاتی است که به دلیل عادت یا معماری‌های قدیمی پرداخت می‌شود.

جمع‌بندی

IaaS، PaaS و SaaS هنوز سه مفهوم پایه‌ی بسیار مهم در رایانش ابری هستند، اما برای فهم فضای Cloud در ۱۴۰۵ دیگر کافی نیستند.

FaaS مدل دیگری برای workloadهای کوتاه و Event-driven ایجاد کرده و Agentic-PaaS هم نشان می‌دهد که در آینده حتی کاربر پلتفرم ممکن است دیگر یک انسان نباشد و AI Agent مستقیماً زیرساخت را مدیریت کند.

در نهایت، انتخاب بهترین مدل به یک سؤال ساده برمی‌گردد:

کدام بخش از زیرساخت واقعاً باید در اختیار شما باشد؟

هرچه کنترل بیشتری بخواهید، به سمت IaaS و سرور فیزیکی می‌روید.

هرچه بخواهید زمان بیشتری صرف ساخت محصول و زمان کمتری صرف عملیات کنید، PaaS و FaaS جذاب‌تر می‌شوند.

و اگر اصلاً قصد ساخت یا اجرای نرم‌افزار ندارید و فقط نتیجه‌ی نهایی را می‌خواهید، SaaS همان چیزی است که به دنبالش هستید.

بهترین انتخاب لزوماً سرویسی نیست که بیشترین کنترل را به شما بدهد. بهترین انتخاب مدلی است که کمترین پیچیدگی غیرضروری را وارد تیم شما کند و در عین حال کنترل مورد نیازتان را حفظ کند.

آماده شروع هستید؟

از گیت تا پروداکشن در چند دقیقه.

شروع رایگانمشاهده پلتفرم